دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۱۲

امیرخسرو دهلوی
فلک با کس دل یکتا ندارد زصد دیده یکی بینا ندارد
درخت دهر سر تا پای خار است تو گل جویی و او اصلا ندارد
جهان از مردمی ها مردمان را نویدی میدهد اما ندارد
کسی از هفت بام چرخ بگذشت که باغ هشت در ماوا ندارد
کسی کاین جا مربع می نشیند در ایوان مثمن جا ندارد
چرا خسرو نیندیشی تو امروز از آن فردا که پس فردا ندارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی بدبینانه و زاهدانه، ماهیت ناپایدار، فریبنده و رنج‌آورِ جهان مادی را به تصویر می‌کشند. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلات عرفانی و اعداد نمادین، بر بی‌وفاییِ روزگار تأکید دارد و آدمی را از دلبستگی به لذات زودگذر دنیوی برحذر می‌دارد.

پیام اصلی شعر، دعوت به شناختِ حقیقتِ ناپایدارِ جهان و توجه به هستیِ ابدی است. شاعر معتقد است که جهان مادی، جایگاهِ رنج و تضاد است و تنها با عبور از تعلقات و گذشتن از قیودِ این دنیای چهارگانه می‌توان به آرامشِ ابدی و جایگاهِ متعالی دست یافت.

معنای روان

فلک با کس دل یکتا ندارد زصد دیده یکی بینا ندارد

روزگار با هیچ‌کس صادق و همراه نیست و از میان صدها نفری که در این دنیا هستند، به‌ندرت می‌توان کسی را یافت که حقیقت را ببیند و بصیرت داشته باشد.

نکته ادبی: فلک در اینجا نماد آسمان و گردشِ تقدیر است. دل یکتا کنایه از صداقت و ثبات قدم است.

درخت دهر سر تا پای خار است تو گل جویی و او اصلا ندارد

دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، سراسر رنج و سختی است؛ تو در پی یافتنِ شادی و آسایش در آن هستی، اما این جهان اساساً فاقد چنین نعمتی است.

نکته ادبی: درخت دهر استعاره از دنیا است. تضادِ معنایی بین خار (رنج) و گل (شادی) محور اصلی بیت است.

جهان از مردمی ها مردمان را نویدی میدهد اما ندارد

دنیا پیوسته به انسان‌ها وعده مهرورزی و انسانیت می‌دهد، اما در حقیقت چنین چیزی را در بساط خود ندارد و این وعده‌ها توخالی است.

نکته ادبی: مردمی به معنای جوانمردی، انسانیت و لطف است. فعل ندارد در مصراع دوم بر فقدانِ ذاتیِ این خصایل در دنیا تأکید دارد.

کسی از هفت بام چرخ بگذشت که باغ هشت در ماوا ندارد

کسی می‌تواند به بهشت جاودان راه یابد که بتواند از تعلقاتِ آسمانِ هفت‌گانه و این دنیای مادی بگذرد و دل از آن برکند.

نکته ادبی: هفت بام چرخ اشاره به هفت آسمان در هیئت قدیم دارد و باغ هشت در نماد بهشت است.

کسی کاین جا مربع می نشیند در ایوان مثمن جا ندارد

کسی که در این دنیای مادی دل‌بسته و ساکن است، راهی به جایگاهِ متعالی و معنوی نخواهد داشت.

نکته ادبی: مربع کنایه از چهار عنصرِ تشکیل‌دهنده عالم مادی و مثمن اشاره به طبقاتِ هشت‌گانه بهشت است.

چرا خسرو نیندیشی تو امروز از آن فردا که پس فردا ندارد

ای خسرو، چرا امروز که فرصت داری، به فکرِ عاقبتِ آن روزِ ابدی نیستی که دیگر روزی بعد از آن وجود ندارد؟

نکته ادبی: خسرو تخلص شاعر است و خطاب به خویشتن برای تذکر و بیداری است.

آرایه‌های ادبی

استعاره درخت دهر

تشبیه دنیا به درختی که سراسر خار است.

تضاد گل و خار

تقابل میان زیبایی و شادی (گل) با رنج و سختی (خار).

تلمیح و نماد هفت بام چرخ و باغ هشت در

اشاره به هفت آسمان و درهای هشت‌گانه بهشت در فرهنگ اسلامی.

نمادگرایی عددی مربع و مثمن

مربع نماد عالم خاک و عناصر چهارگانه، و مثمن نماد کمال و بهشت.