دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۱۱

امیرخسرو دهلوی
مرا چون می کشی جانا شفاعت می کند جانم نمی گوید مکش اما سخن در لاغری دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بازتابی از رابطه‌ی عاشقانه و پر رنجِ میان عاشق و معشوق در ادبیات کلاسیک است که در آن، عاشق از رنجی که محبوب بر او روا می‌دارد، شکوه نمی‌کند، بلکه این رنج را نشانه‌یِ عشقِ عمیق و زوالِ تن در این راه می‌داند. جانِ عاشق در نقشِ یک واسطه، نه با کلامِ مستقیم برای توقفِ این آزار، بلکه با نمایاندنِ پیکرِ نحیف و لاغرِ عاشق، حقیقتِ وضعیتِ او را به معشوق بازگو می‌کند.

معنای روان

مرا چون می کشی جانا شفاعت می کند جانم نمی گوید مکش اما سخن در لاغری دارد

ای محبوب، هنگامی که با بی‌توجهی یا رنج‌های خود مرا می‌کُشی، جانِ من به جای اینکه از تو بخواهد که این کار را متوقف کنی، تنها با نشان دادنِ پیکرِ لاغر و نحیفم که حاصلِ دوری و اشتیاقِ به توست، حقیقتِ رنجِ مرا به تو می‌نمایاند و بی‌کلام سخن می‌گوید.

نکته ادبی: در این بیت 'کشتن' کنایه از وارد کردنِ رنجِ فراق یا ناشی از تماشایِ جفایِ محبوب است. 'شفاعت' در اینجا به معنایِ واسطه‌گری برایِ طلبِ ترحم است که به شکلی نوآورانه به توصیفِ حالِ بیمارگونه‌یِ عاشق تغییرِ معنا داده شده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص شفاعت می‌کند جانم

جانِ انسان در اینجا به موجودی زنده و سخنگو تشبیه شده که نقشِ واسطه‌گری را ایفا می‌کند.

کنایه کشتن

کنایه از وارد کردنِ فشار، رنجِ فراق و یا بی‌اعتناییِ جانکاهِ معشوق است.

مبالغه سخن در لاغری دارد

اغراق در شدتِ رنج و لاغریِ عاشق تا حدی که این لاغری خود به زبانِ گویایِ دردِ او تبدیل شده است.