دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۹۸

امیرخسرو دهلوی
سخن همان قدری گو که من توانم زیست نمک همان قدری زن که در جگر گنجد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو مصراع بر اصلِ میانه‌روی و رعایتِ اعتدال در رفتار و گفتار تأکید می‌ورزند. شاعر توصیه می‌کند که آدمی باید در بیان سخن و انجامِ کارها، ظرفیت و توانایی خود و دیگران را در نظر بگیرد تا از افراط و تفریط که مایه آسیب است، دوری گزیند.

مفهومِ کلی حاکی از آن است که زیاده‌روی در هر امری، حتی در امور به ظاهر ساده، می‌تواند جان و روان آدمی را بیازارد و زندگی را دشوار کند.

معنای روان

سخن همان قدری گو که من توانم زیست نمک همان قدری زن که در جگر گنجد

به اندازه‌ای سخن بگو که من توانایی شنیدن و تحملِ آن را داشته باشم و آرامشِ زندگی‌ام برهم نخورد.

نکته ادبی: واژه زیستن در اینجا به معنای تاب آوردن و سپری کردن عمر در آرامش و تعادل است.

آرایه‌های ادبی

کنایه نمک در جگر زدن

کنایه از وارد کردنِ فشار، درد یا تندیِ بیش از حد که تاب و توانِ آدمی را می‌ستاند و او را آزرده می‌کند.

موازنه و تکرار همان قدری ... همان قدری

استفاده از ساختار دستوری مشابه در آغاز هر دو مصراع برای تأکید بر اهمیتِ رعایتِ اندازه و نسبت در گفتار و عمل.