دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۹۷

امیرخسرو دهلوی
در عرصهٔ بستان جهان سرو قباپوش خیزد بسی اما چو تو چالاک نیفتد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت، تصویری از بی‌همتایی معشوق در برابر کثرت زیبایی‌های موجود در جهان است. شاعر با تشبیه جهان به بوستانی پر از سروهای بلندقامت، بر این نکته تأکید دارد که اگرچه زیبایی‌های فراوانی در عالم وجود دارد، اما هیچ‌کدام به پای طراوت، چابکی و کمالِ قامت و رفتارِ معشوق نمی‌رسند.

در واقع، فضای کلی حاکم بر این سخن، ستایشِ کمالِ مطلوب و یگانگیِ محبوب است که در میان انبوهِ زیبایانِ جهان، همچون نگینی درخشان و بی‌مانند نمایان است.

معنای روان

در عرصهٔ بستان جهان سرو قباپوش خیزد بسی اما چو تو چالاک نیفتد

در باغِ بزرگِ هستی، درختانِ سروِ بلندقامت و زیبا که گویی لباس بر تن دارند، بسیار می‌رویند و دیده می‌شوند؛ اما هیچ‌کدام از آن‌ها به اندازه تو چابک، زیبا و خوش‌خُرام نیستند.

نکته ادبی: سرو قباپوش کنایه از معشوق یا انسان‌های بلندقامت و آزاده است و ترکیب آن با واژه بستان، استعاره‌ای برای زیبایی‌های دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و تشبیه سرو قباپوش

تشبیه قامت بلند و کشیده‌ی معشوق به درخت سرو که گویی لباس پوشیده است؛ این تعبیر نماد آزادگی، زیبایی و قامت موزون است.

مجاز و استعاره بستان جهان

در نظر گرفتن جهان به مثابه باغی که در آن زیبایی‌های گوناگون (سروها) روییده‌اند.