دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۹۵

امیرخسرو دهلوی
چون خاک گردم درره وصلت همین بس باشدم که آیی و از تو سایه ای بالای قبر من فتد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانگر اوج اشتیاق و وفاداری عاشق است که حتی پس از مرگ و فنا شدن در راه معشوق، ذره‌ای از امید و آرزوی خود دست نمی‌کشد. شاعر به گونه‌ای تصویرسازی می‌کند که گویی حضور معشوق، حتی به صورت سایه‌ای گذرا بر مزارِ خفته در خاک، بزرگ‌ترین پاداش برای یک عمر سرگردانی و عشق‌ورزی است.

فضای حاکم بر این بیت، آمیزه‌ای از حزن و امید است؛ حزنی که از دشواریِ وصال در حیات دنیوی نشأت می‌گیرد و امیدی که به تداوم عشق در ساحت ابدیت گره خورده است.

معنای روان

چون خاک گردم درره وصلت همین بس باشدم که آیی و از تو سایه ای بالای قبر من فتد

اگر در راه رسیدن به تو جان بسپارم و به خاک تبدیل شوم، برای من همین افتخار کافی است که تو بر سر مزارم حاضر شوی و سایه قد و قامتت بر قبر من بیفتد.

نکته ادبی: خاک شدن کنایه از مرگ و فنا در راه عشق است. سایه افتادن استعاره‌ای از لطف، توجه و حضور معشوق بر سر بالین عاشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه خاک گردم در ره وصلت

اشاره به مرگ و فنا شدن در مسیر عشق و طلب معشوق.

تصویرسازی سایه ای بالای قبر من فتد

ترسیم تصویری از تداوم پیوند عاشق و معشوق حتی پس از مرگ که نشان‌دهنده اوج دلدادگی است.