دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۹۱

امیرخسرو دهلوی
گر نیندیشد رقیب او بلای عاشقان هم بران جان بلا تشویش او خواهد فتاد
آنکه می گوید که دل ندهم بکس آخر گهی پیش چشم شوخ کافر کیش او خواهد فتاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر قدرتِ بی‌چون و چرایِ عشق تأکید دارند که بر هر اراده‌ای غلبه می‌کند. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به عالمِ عاشقی، یادآور می‌شود که چه آن کسی که رقیب است و چه آن کسی که با غرور ادعای مصونیت از عشق دارد، سرانجام در دامِ تقدیرِ محتومِ عاشق شدن گرفتار خواهند شد.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی از تسلیم در برابرِ جاذبه‌های محبوب و ناپایداریِ ادعاهای بشری در برابرِ قدرتِ ویرانگرِ عشق است. در این ساحت، نه رقیب می‌تواند از رنج برکنار بماند و نه مدعیِ بی‌تفاوتی می‌تواند از تیرِ نگاهِ محبوب در امان باشد.

معنای روان

گر نیندیشد رقیب او بلای عاشقان هم بران جان بلا تشویش او خواهد فتاد

اگر رقیب و بدخواه نیز به فکرِ دردی که گریبان‌گیرِ عاشقان می‌شود نباشد و نسبت به آن بی‌اعتنا باشد، سرانجام همان پریشانی و اضطرابِ برخاسته از این بلا، دامنگیرِ جانِ خود او نیز خواهد شد و او را گرفتار خواهد کرد.

نکته ادبی: واژه 'رقیب' در سنتِ شعرِ فارسی به معنایِ مدعی و مانع در راهِ وصال است که همواره به دنبالِ جداییِ عاشق و معشوق است.

آنکه می گوید که دل ندهم بکس آخر گهی پیش چشم شوخ کافر کیش او خواهد فتاد

کسی که با غرور ادعا می‌کند که هرگز دل به کسی نخواهد باخت، سرانجام روزی فرا می‌رسد که در دامِ نگاهِ جسور و بی‌رحمِ محبوب گرفتار خواهد شد؛ نگاهی که به دلیلِ بی‌اعتنایی به آیینِ عاشقی و سوزاندنِ ایمانِ عاشق، 'کافرکیش' توصیف شده است.

نکته ادبی: ترکیبِ 'چشم شوخ' استعاره از نگاهی است که در عینِ زیبایی، جسارت و بی‌حیاییِ خاصی دارد و 'کافرکیش' صفتِ جانشین برایِ محبوبِ بی‌رحم است.

آرایه‌های ادبی

استعاره چشم شوخ

اشاره به نگاهِ بی‌پروا و فریبنده‌ی محبوب که همانندِ تیری بر قلبِ عاشق می‌نشیند.

کنایه کافر کیش

توصیفِ محبوب به بی‌دینی و بی‌رحمی؛ چرا که همچون کافران، توجهی به زاری و ایمانِ عاشق ندارد.

تضاد (مفهومی) ادعایِ دل ندادن و گرفتار شدن

تقابلِ میانِ خواستِ ارادیِ انسان برای گریختن از عشق و قدرتِ اجتناب‌ناپذیرِ جذبه‌ی معشوق.