دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۸۷

امیرخسرو دهلوی
ای که عمر از پی سودای تو دادیم بباد یاد می دارد که از مات نمی آید یاد
عهدها بستی و می داشتم امید وفا ای امید من و عهد تو سراسر همه باد
هر چه دارند ز آئین نکویی خوبان همه داری و بدان چشم بدانت مرساد
ماجرای دل گم گشتهٔ بی نام ونشان هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد
کام خسرو بده ای خسرو خوبان که شده است لعلی جان بخش تو شیرین و دل او فرهاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، ناله‌ای است دردمندانه از زبان عاشقی وفادار که تمامی سرمایه عمر خویش را در راه مهرورزی به معشوقی بی‌وفا از کف داده است. شاعر در بستری از حرمان و غربت، از فراموشیِ معشوق گلایه می‌کند و در عین حال، عظمتِ زیباییِ او را با زبانی فاخر می‌ستاید.

در این ابیات، پیوندی عمیق میان تلمیحات اساطیری و احساسات فردی برقرار شده است؛ به‌گونه‌ای که عاشق، سرنوشتِ خویش را با داستان‌های کهن پارسی پیوند می‌زند تا از این طریق، ژرفای رنج و اشتیاقِ بی‌پایانِ خود را به تصویر بکشد.

معنای روان

ای که عمر از پی سودای تو دادیم بباد یاد می دارد که از مات نمی آید یاد

ای کسی که تمامی عمرم را در راه مهرِ تو به باد فنا دادم؛ آیا به یاد داری که هیچ‌گاه از تو یادی از ما نمی‌شود و ما را به فراموشی سپرده‌ای؟

نکته ادبی: عبارت «به باد دادن» کنایه از تباه کردن و از دست دادن سرمایه وجودی است.

عهدها بستی و می داشتم امید وفا ای امید من و عهد تو سراسر همه باد

با من عهد و پیمان‌های بسیاری بستی و من به وفاداریِ تو دل‌خوش بودم، اما ای امید من، تمام آن عهدها همچون باد، بی‌هویت و پوچ بود.

نکته ادبی: واژه «باد» در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای جریان هوا و هم به معنای بیهودگی و زوال.

هر چه دارند ز آئین نکویی خوبان همه داری و بدان چشم بدانت مرساد

هر زیبایی و خصلتِ نیکویی که خوب‌رویانِ عالم دارا هستند، تو همه را یکجا در خود داری؛ خداوند تو را از گزند چشمِ حسودان و بدخواهان دور بدارد.

نکته ادبی: «آئین نکویی» اشاره به سنت و شیوه دلبریِ زیبارویان دارد.

ماجرای دل گم گشتهٔ بی نام ونشان هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد

وقتی ماجرای دلِ سرگشته و بی‌نام و نشانِ خود را برای هر کسی بازگو کردم، همه به من نشانیِ تو را دادند و گفتند که این دل، اسیرِ توست.

نکته ادبی: «باز نمودن» در اینجا به معنای شرح دادن و فاش کردنِ رازِ نهان است.

کام خسرو بده ای خسرو خوبان که شده است لعلی جان بخش تو شیرین و دل او فرهاد

ای سلطانِ زیبارویان، خواسته خسرو (شاعر) را برآورده کن، چرا که لبانِ حیات‌بخشِ تو مانند شیرین است و دلِ او در راه عشق تو، همچون فرهاد رنج‌کشیده است.

نکته ادبی: اشاره و تلمیح به داستان عاشقانه خسرو و شیرین و فرهاد برای تبیین رابطه عاشق و معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح لعلی جان بخش تو شیرین و دل او فرهاد

ارجاع به داستان حماسی و عاشقانه خسرو، شیرین و فرهاد برای نشان دادن عمقِ پیوندِ عاشقانه و رنجِ عاشق.

ایهام باد

اشاره به دو معنای نسیم و در عین حال معنای پوچی و بی‌اعتباریِ عهد و پیمان.

کنایه عمر به باد دادن

کنایه از نابود کردن و از دست دادنِ فرصت و جوانی در راهی بی‌حاصل.