دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۸۲

امیرخسرو دهلوی
نارسته می توان دید از زیر پوست خطت چون نامه یی که کاتب سوی برون بخواند
ای دل سپاس دار که گردوست جور کرد از بخت نامساعد من بود ازو نبود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار نمایی از تفکر شاعرانه در باب عشق و زیبایی است که در فضایی آکنده از لطافت و وفاداری به تصویر کشیده شده است. در بیت نخست، نگاهی دقیق و خیال‌انگیز به سیمای معشوق دوخته شده و رویش نخستین خط و موی بر چهره، با تصویری خلاقانه توصیف شده است. در بیت دوم، شاعر در مقام عاشق، وفاداری و ادب عاشقی را به کمال می‌رساند و برای تبرئه معشوق از جفاکاری، گناه را به گردن بخت و اقبال خود می‌اندازد که نشان از فروتنی و تسلیم عاشق در برابر تقدیر دارد.

معنای روان

نارسته می توان دید از زیر پوست خطت چون نامه یی که کاتب سوی برون بخواند

موی صورتت که تازه در حال رویش است، از زیر پوست نازکت پیدا و نمایان است.

نکته ادبی: خط در ادبیات کلاسیک به معنای موی نرم و نازکی است که تازه بر چهره‌ی جوانان می‌روید.

ای دل سپاس دار که گردوست جور کرد از بخت نامساعد من بود ازو نبود

این وضعیت به نامه‌ای می‌ماند که کاتب آن را از پشتِ کاغذ (که نازک است) می‌خواند.

نکته ادبی: تشبیه مویِ نوخاسته به نوشته‌ای که از پشت کاغذ دیده می‌شود، نشان‌دهنده‌ی اوجِ دقت شاعر به لطافت پوست معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون نامه‌ای که کاتب سوی برون بخواند

تشبیه پوست نازک معشوق به کاغذ و موهای تازه روییده به نوشته‌ای که از پشت کاغذ دیده می‌شود.

حسن تعلیل از بخت نامساعد من بود ازو نبود

شاعر دلیل جفای معشوق را به گردن سرنوشت می‌اندازد تا او را تبرئه کند.

ندا ای دل

خطاب کردن دل برای دعوت به صبوری و شکرگزاری در برابر رنج.