دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۷۳

امیرخسرو دهلوی
خصم بسی طعنه زد دوست بسی پند داد چشم به سوی تو بود گوش بدیشان نرفت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت نمایانگر اوج شیفتگی و تمرکز مطلق عاشق بر معشوق است. شاعر به تصویر می‌کشد که چگونه دل‌بستگی عمیق، انسان را از هیاهوی جهان پیرامون و قضاوت‌های دیگران بی‌نیاز می‌سازد.

در این فضای عاشقانه، نه کینه و طعنه‌ی دشمنان و نه دلسوزی‌ها و پندهای دوستان، هیچ‌کدام توان نفوذ به حریم خلوت عاشق را ندارند؛ چرا که تمام وجود او در گرو نگاه به معشوق است و دیگر گوشی برای شنیدنِ غیر باقی نمانده است.

معنای روان

خصم بسی طعنه زد دوست بسی پند داد چشم به سوی تو بود گوش بدیشان نرفت

اگرچه دشمنان بسیار مرا سرزنش کردند و دوستان نیز دلسوزانه پندهای فراوانی به من دادند، اما تمام توجه من به تو معطوف بود و به همین سبب، به سخنان هیچ‌کدام از آن‌ها توجهی نکردم و نشنیدم.

نکته ادبی: واژه "خصم" در زبان فارسی کلاسیک به معنای دشمن است و "بدیشان" به معنای "به آن‌ها" است. عبارت "گوش نرفت" در اینجا کنایه از نشنیدن یا بی‌اعتنایی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد خصم و دوست

قرار گرفتن دو مفهوم متضاد در کنار یکدیگر برای تأکید بر همه‌جانبه بودن فشارهای بیرونی و بی‌تأثیر بودن آن‌ها.

کنایه گوش بدیشان نرفت

کنایه از بی‌توجهی کردن، اعتنا نکردن و نشنیدن سخنان دیگران به دلیل غرق شدن در افکار معشوق.