دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۶۳

امیرخسرو دهلوی
هر صبر و سلام که دل سوخته را بود اندر شکن سلسلهٔ خم به خمش رفت
یک روز به شالای وصالش نرسانید آن عمر گران مایه که ما را به غمش رفت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندوه عمیق و حسرت عاشق دل‌سوخته‌ای است که تمام دارایی معنوی خویش، یعنی صبر و آرامش خود را در راه عشق از دست داده است. شاعر از اینکه عمر گران‌بهایش را در رنج دوری سپری کرده و در ازای آن هیچ بهره‌ای از وصال یار نیافته، گله‌مند است.

فضای شعر آمیخته با تصویری از بند و زنجیر گیسوان یار است که گویی قلب عاشق را به اسارت گرفته و مانع رسیدن او به لحظات شادمانی شده است. درونمایه اصلی، هدر رفتن عمر در مسیر عاشقی و تلخی نرسیدن به مقصود است.

معنای روان

هر صبر و سلام که دل سوخته را بود اندر شکن سلسلهٔ خم به خمش رفت

هر اندازه صبر، قرار و آرامشی که این دل آتش‌گرفته و دردمند داشت، همگی در پیچ‌وخم گیسوان حلقه‌حلقه و زنجیرمانند معشوق از دست رفت و نابود شد.

نکته ادبی: سلسله‌ٔ خم‌به‌خم استعاره از گیسوی معشوق است که همچون زنجیری عاشق را اسیر می‌کند و دل سوخته کنایه از عاشقی است که در آتش عشق می‌سوزد.

یک روز به شالای وصالش نرسانید آن عمر گران مایه که ما را به غمش رفت

آن عمر ارزشمندی که ما تمامش را با غم و اندوه دوری یار گذراندیم، حتی یک روز هم ما را به شادیِ رسیدن به او نرساند.

نکته ادبی: واژه شالای در متن ورودی به عنوان شادی تفسیر شد. عمر گران‌مایه ترکیب اضافی برای تاکید بر ارزش زمان از دست رفته است و تضاد میان غم هجران و شادی وصال در این بیت برجسته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سلسلهٔ خم‌به‌خم

اشاره به گیسوی پرپیچ‌وتاب یار که مانند زنجیر، عاشق را اسیر می‌کند.

کنایه دل سوخته

کنایه از عاشقِ دردمند و رنج‌کشیده که از شدت عشق رنج می‌برد.

تضاد غم و شادی

تقابل میان رنجِ هجران و لذتِ وصال که بر شدت حسرت شاعر می‌افزاید.