دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۵۸

امیرخسرو دهلوی
چون بگیتی هر چه می آید روان خواهد گذشت خرم آنکس کونکو نام از جهان خواهد گذشت
مهر جانی وبهاری کایدت خوش باش ازانک چند بعد از تو بهار و مهر جان خواهد گذشت
خسرو بستان متاعی در دکان روزگار کین بهار عمر ناگه رایگان خواهد گذشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه اصلی این ابیات، تذکر و هشداری درباره گذرای عمر و ناپایداری جهان است. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به هستی، یادآور می‌شود که همه چیز در این گیتی در حال گذر است و هیچ‌کس را در این دنیا ماندگاری نیست.

در این فضا، تنها راه بهره‌مندی از فرصت محدودِ زیستن، خوش‌باشی همراه با آگاهی و تلاش برای بر جای گذاشتن نامی نیک است. زندگی در این دیدگاه به کالایی تشبیه شده که در بازار روزگار عرضه می‌شود و در نهایت، همگی ناگزیر باید از این گذرگاه عبور کنند.

معنای روان

چون بگیتی هر چه می آید روان خواهد گذشت خرم آنکس کونکو نام از جهان خواهد گذشت

از آنجایی که هر چه به این دنیا می‌آید، همانند رودخانه‌ای روان در حال گذر است، پس خوشبخت کسی است که وقتی از این دنیا می‌رود، نامی نیک از خود به یادگار می‌گذارد.

نکته ادبی: واژه روان در اینجا کنایه از سیال بودن و گذران بودن زندگی است که به حرکت بی‌وقفه آب تشبیه شده است.

مهر جانی وبهاری کایدت خوش باش ازانک چند بعد از تو بهار و مهر جان خواهد گذشت

از گرمای زندگی و بهاری که نصیبت شده لذت ببر و شاد باش، زیرا پس از تو، این بهار و گرمای حیات همچنان ادامه خواهد داشت و روزگار به راه خود می‌رود.

نکته ادبی: مهر جان ترکیبی استعاری است که گرمایِ محبت یا شور زندگی را تداعی می‌کند و در تقابل با گذر زمان قرار گرفته است.

خسرو بستان متاعی در دکان روزگار کین بهار عمر ناگه رایگان خواهد گذشت

حتی کسی که مانند پادشاهِ باغ، پرطراوت و زیباست، تنها کالایی در فروشگاهِ بزرگِ روزگار است؛ چرا که این فصلِ جوانی و بهارِ عمر، به ناگهان و رایگان از دست خواهد رفت.

نکته ادبی: دکان روزگار استعاره‌ای از جهان مادی است که در آن فرصت‌ها مانند کالا برای مدتی کوتاه در اختیار انسان قرار می‌گیرند.

آرایه‌های ادبی

استعاره دکان روزگار

تشبیه جهان به بازاری که در آن فرصت‌های عمر مانند کالا برای مدتی محدود در اختیار انسان است.

کنایه روان خواهد گذشت

اشاره به گذرا بودن و ناپایداری تمام پدیده‌های هستی و مرگ که گریبان‌گیر همه است.

استعاره بهار عمر

تشبیه دوران جوانی و شادابی زندگی به فصل بهار که زودگذر است.