دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۵۵

امیرخسرو دهلوی
تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت؟
اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند دور فلک از صحبت یارانش جدا داشت
داغ دگر این است که از گریه بشستم آن داغ که دامانت ز خون دل ما داشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بیانی پُرشور و غم‌انگیز، از درد جانکاه جدایی و دوری از محبوب سخن می‌گوید. او فضای حاکم بر شعر را با گلایه از سرنوشت و طعنه به تقدیرِ قهار آغاز می‌کند که چگونه بی‌رحمانه میان عاشق و معشوق فاصله انداخته است.

در نهایت، شاعر به عمقِ تراژدیِ زیستن در هجران می‌پردازد و با زبانی کنایی بیان می‌کند که تداوم حیات در دوری از یار، خود رنجی مضاعف است؛ چنان‌که حتی اشک‌های او نیز تنها وسیله‌ای برای پاک کردنِ یادگارهایِ خونینِ این عشقِ ناکام از دامنِ محبوب بوده و نه التیامی بر زخمِ اصلی.

معنای روان

تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت؟

سرنوشت مدتی مرا از تو دور نگاه داشت؛ از این رو از جانِ خویش گله‌مندم که چرا در این مدتِ دوری، مرا زنده نگاه داشت و اجازه داد پس از تو به زندگی ادامه دهم.

نکته ادبی: تقدیر در اینجا به معنای سرنوشتِ محتوم است و جان به عنوانِ مرکزِ حیات، به دلیلِ زنده نگه داشتنِ شاعر در هجران، موردِ عتاب قرار گرفته است.

اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند دور فلک از صحبت یارانش جدا داشت

اندوهِ تلخِ جدایی را فقط از کسی بپرس که چرخشِ روزگار و تقدیر، او را برای مدتی از همراهی و دیدارِ یاران و دوستانش محروم و جدا کرده است.

نکته ادبی: دورِ فلک استعاره از گردشِ روزگار و تقدیرِ ناگزیر است. استفاده از پرسش برای تأکید بر سنگینیِ این اندوه است.

داغ دگر این است که از گریه بشستم آن داغ که دامانت ز خون دل ما داشت

رنجِ دیگر این است که من با اشک‌های فراوان، آن نشانه و اثری را که خونِ دلِ من بر دامنِ لباسِ تو باقی گذاشته بود، شست‌وشو دادم و از بین بردم.

نکته ادبی: خونِ دل کنایه از شدتِ غم و اندوه است که به رنگِ خون درآمده و داغ به معنای نشانه‌ای از این رنج است که شاعر با اشک آن را زدوده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دور فلک

اشاره به گردشِ بی‌رحمانه‌ی روزگار و سرنوشت که عاملِ اصلیِ جدایی‌هاست.

کنایه خون دل

کنایه از شدتِ رنج و اندوهِ درونی که در ظاهرِ اشعار به صورتِ خونِ دل نمود یافته است.

تضادِ مفهومی شستنِ داغ

اشاره به این نکته که اشک‌های عاشق به جای تسلی، آثارِ دیدارهایِ گذشته را نیز از بین برده است.