دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۵۴

امیرخسرو دهلوی
بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست رهامکن که دلم را زغم رهایی نیست
دلم ببردی و گر سرجدا کنی زتنم بجان تو که دلم را سر جدایی نیست
بریز جرعه که هنگامهٔ غمت گرم است بگیر باده که هنگام پارسایی نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده اوج اشتیاق و دلبستگی عاشقی است که در فراق معشوق، تاب و توان خود را از کف داده و هرگونه جدایی را محال می‌شمارد. شاعر در فضایی آکنده از سوز و گداز، اعتراف می‌کند که جان و دلش چنان در گروی عشق معشوق است که حتی تهدید به مرگ نیز نمی‌تواند او را از این پیوند عمیق جدا کند.

در بخش پایانی، فضا به سمت تسلیم مطلق و رهایی از قید و بندهای زاهدانه سوق پیدا می‌کند. شاعر با دعوت به باده‌نوشی، بیان می‌کند که در هنگامه داغ عشق، دیگر جایی برای زهد و ریا نیست و تنها راه کنار آمدن با این شور درونی، غرق شدن در بی‌پروایی و رهایی است.

معنای روان

بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست رهامکن که دلم را زغم رهایی نیست

بیا که من دیگر تحمل دوری تو را ندارم. مرا به حال خود رها نکن، چرا که دل من در بند غم تو گرفتار است و راه فراری از آن ندارد.

نکته ادبی: واژه رهامکن ترکیبی از رها و مکن است که در متون کلاسیک برای امر منفی به کار می‌رفته و بر التماس عاشق تأکید دارد.

دلم ببردی و گر سرجدا کنی زتنم بجان تو که دلم را سر جدایی نیست

تو دل مرا ربودی؛ حتی اگر سر از تنم جدا کنی، به جان تو سوگند می‌خورم که دل من هرگز تمایلی به جدایی از تو ندارد.

نکته ادبی: استفاده از واژه سر در دو معنای عضو بدن و قصد و نیت، نوعی ایهام هنری ایجاد کرده که بر عمق وفاداری عاشق صحه می‌گذارد.

بریز جرعه که هنگامهٔ غمت گرم است بگیر باده که هنگام پارسایی نیست

شراب را پیش آر، زیرا زمان جولان غم عشق توست. باده را بگیر که اکنون وقت زهد و پارسایی نیست.

نکته ادبی: هنگامه به معنای زمان پرهیاهو و شور و غوغا است و پارسایی در تقابل با باده‌نوشی، نماد پرهیزگاری ظاهری است که در برابر عشق رنگ می‌بازد.

آرایه‌های ادبی

تکرار بیا بیا

برای القای حس فوریت و التماس عاشقانه به کار رفته است.

ایهام سر

به دو معنای عضو بدن و همچنین نیت و قصد به کار رفته که بر زیبایی بیت افزوده است.

تضاد پارسایی و باده

تقابل میان زهد و عرفان عاشقانه که به بیهودگی زهد خشک در برابر عشق اشاره دارد.