دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۵۲

امیرخسرو دهلوی
بیش رفتارت بیاید راه کبکم در نظر گر رونده هست لیکن هم چو تو آینده نیست
چون بلایی نیست چشمت را به کشتن باز کن هر که در عهدت به مرگ خویش میرد زنده نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش زیبایی و رفتار دلربای معشوق سروده شده‌اند و شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های کلاسیک، معشوق را برترین موجود در عالمِ جلوه‌گری می‌داند که حرکات و نگاهش، فراتر از معیارهای عادی جهان است.

مضمون اصلی، غلبه زیبایی معشوق بر طبیعت است؛ به‌گونه‌ای که نه تنها در حرکات خرامان، بلکه در نگاهِ کشنده‌اش نیز تأثیری شگرف دارد و مرگ در راه چنین معشوقی را نه پایان، بلکه عینِ بقا و زندگی حقیقی می‌داند.

معنای روان

بیش رفتارت بیاید راه کبکم در نظر گر رونده هست لیکن هم چو تو آینده نیست

وقتی شیوه راه رفتن تو را می‌بینم، خرامیدن کبک در نظرم جلوه‌گر می‌شود؛ اگرچه کبک هم به خوبی راه می‌رود، اما هیچ‌کس در زیبا قدم برداشتن و به سوی من آمدن، به پای تو نمی‌رسد.

نکته ادبی: «کبک» در ادبیات فارسی نماد خرامیدن و راه رفتن زیباست. تضاد میان «رونده» و «آینده» بر کمال و یگانگی معشوق در شیوه خرامش تأکید دارد.

چون بلایی نیست چشمت را به کشتن باز کن هر که در عهدت به مرگ خویش میرد زنده نیست

از آنجا که چشمان تو به طنز (به عنوان یک شوخی) بلا و آفتی برای عاشقان نیست، پس بدون پروا آن را برای کشتنِ ما بگشا؛ چرا که هرکس در زمانه تو به دست تو جان ببازد، در حقیقت نمرده است، بلکه به زندگی حقیقی دست یافته است.

نکته ادبی: «بلا» به معنای صفتِ فتان و کشنده چشمان محبوب است. پارادوکس «مرگ و زندگی» در مصراع دوم، به مفهوم عرفانی بقا در فنا اشاره دارد که کشته شدن در راه معشوق، حیاتِ جاودان است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح راه کبک

اشاره به ضرب‌المثل و تصویرِ خرامیدنِ کبک که در ادبیات کهن نمادِ راه رفتن زیباست.

تضاد رونده و آینده

به‌کارگیری دو واژه متضاد برای نشان دادن برتری مطلق معشوق در حرکت و رفتار.

کنایه چشمت را به کشتن باز کن

کنایه از نگاهِ پرخاشگر و افسون‌کننده معشوق که موجب تسلیم و فنای عاشق می‌شود.

پارادوکس به مرگ خویش میرد زنده نیست

تناقض ظاهری که نشان می‌دهد کشته شدن به دست معشوق، نوعی رسیدن به حیاتِ برتر و ابدی است.