دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۱۴۹
امیرخسرو دهلویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این بیت بازتابدهندهی اشتیاقی بیکران و بیپایان است که از عمق جان عاشق برآمده و با محدودیتی تراژیک به نام کوتاهی عمر روبهرو شده است. شاعر با تضادی آشکار میان ابدیتِ تمنایِ دل و فناپذیریِ هستیِ انسان، اندوهی عمیق را از ناپایداری فرصتهای دیدار به تصویر میکشد.
درونمایهی اصلی، حکایت تضاد میان میلِ آدمی به جاودانگیِ وصال و ناتوانی او در برابر جبرِ زمانه است که هرگونه امید به بهرهمندیِ ابدی از حضور محبوب را به افسوس بدل میکند.
معنای روان
اگر هزار سال هم به تماشای تو بنشینم و در کنارت باشم، هرگز از دیدن تو خسته و سیر نخواهم شد؛ اما دریغ و افسوس که پایههای زندگی آدمی سست و لرزان است و عمر، فرصتی برای چنین حضوری جاودانه به ما نمیدهد.
نکته ادبی: واژه «بنیاد» در این بیت، استعاره از شالوده و اساس وجود آدمی است که شاعر با توصیف «محکم نبودن» آن، به فناپذیری و ناپایداری حیاتِ انسان اشاره دارد.
آرایههای ادبی
استفاده از عددی بزرگ برای نشان دادن شدت بینهایتِ اشتیاق و میل به تداوم دیدار.
تشبیه عمر به ساختمانی که ستونها و پایههای آن سست است و هر لحظه احتمال فروپاشی آن میرود.
تقابل میان آرزویِ بیپایانِ عاشق و واقعیتِ محدود و ناپایدارِ عمر که تنش عاطفی بیت را ساخته است.