دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۴۲

امیرخسرو دهلوی
عمر به پایان رسید در هوس روی دوست برگ صبوری کراست؟ بی رخ نیکوی دوست؟
گر همه عالم شوند منکر ما گو شوید دور نخواهیم شد ما ز سرکوی دوست ؟
قبله اسلامیان کعبه بود در جهان قبلهٔ عشاق نیست جز خم ابروی دوست
ای نفس صبح دم گر نهی آنجا قدم خسته دلم رابجو در شکن موی دوست
جان بفشانم زشوق در ره باد صبا گربرساند بما صبح دمی بوی دوست
روز قیامت که خلق روی به هر سو کنند خسرو مسکین نکرد میل بجز سوی دوست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل سرشار از سوز و گداز عاشقانه‌ای است که در آن شاعر، دلبستگی بی‌حد و حصر خود را به معشوق به تصویر می‌کشد. در این ابیات، عشق از مرزهای مادی و حتی باورهای مذهبی فراتر می‌رود و به تنها قبله و هدف زندگی عاشق تبدیل می‌شود.

شاعر با بیانی متعهدانه نشان می‌دهد که در راه این عشق، حتی اگر تمام جهانیان با او مخالف باشند، ذره‌ای از ارادت و اشتیاقش کاسته نمی‌شود و حتی در روز رستاخیز نیز، نگاه و اشتیاق او تنها به سوی معشوق است.

معنای روان

عمر به پایان رسید در هوس روی دوست برگ صبوری کراست؟ بی رخ نیکوی دوست؟

عمر ما در آرزوی دیدار یار به سر آمد. کیست که بتواند بدون دیدن چهره زیبا و دلربای معشوق، شکیبایی پیشه کند؟

نکته ادبی: برگ در اینجا به معنای توشه، قدرت و توانایی برای انجام کاری است.

گر همه عالم شوند منکر ما گو شوید دور نخواهیم شد ما ز سرکوی دوست ؟

اگر همه مردم جهان با ما دشمن شوند و ما را انکار کنند، باز هم ما از کوی و مکان معشوق دوری نخواهیم کرد.

نکته ادبی: سرکوی در اینجا کنایه از حریم و محدوده حضور معشوق است.

قبله اسلامیان کعبه بود در جهان قبلهٔ عشاق نیست جز خم ابروی دوست

قبله مسلمانان جهان خانه کعبه است، اما قبله حقیقی عاشقان جز قوس ابروی یار نیست.

نکته ادبی: تقابل میان مفهوم مذهبی قبله و امر عرفانی که نشان‌دهنده اولویت عشق است.

ای نفس صبح دم گر نهی آنجا قدم خسته دلم رابجو در شکن موی دوست

ای باد صبای صبحگاهی، اگر به آن سو گذر کردی، دلِ رنجیده و گرفتار مرا در میان گره‌های موی معشوق جستجو کن.

نکته ادبی: شکن موی استعاره از پیچ و خم موی یار است که محل گرفتاری دل عاشق است.

جان بفشانم زشوق در ره باد صبا گربرساند بما صبح دمی بوی دوست

اگر باد صبا صبح‌دم عطری از معشوق برای من بیاورد، با تمام وجود و از سر شوق، جانم را در راه این باد فدا می‌کنم.

نکته ادبی: باد صبا در ادبیات کلاسیک پیام‌آور و حامل بوی یار است.

روز قیامت که خلق روی به هر سو کنند خسرو مسکین نکرد میل بجز سوی دوست

در روز قیامت که همه مردم سرگشته به هر سو می‌روند، خسروِ بیچاره جز به سمت معشوق به کس دیگری تمایل ندارد.

نکته ادبی: خسرو تخلص شاعر است که در بیت آخر برای تثبیت هویت غزل آمده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد قبله اسلامیان و قبله عشاق

مقابل هم قرار دادن کعبه به عنوان قبله ظاهری و ابروی یار به عنوان قبله قلبی عاشق.

تشخیص ای نفس صبح دم

مخاطب قرار دادن باد صبحگاهی به عنوان موجودی آگاه که می‌تواند پیام یا خبری را منتقل کند.

کنایه سرکوی دوست

اشاره به حریم حضور یار و استمرار در عشق و دوری نکردن از آن.

استعاره شکن موی دوست

اشاره به گره‌خوردگی دل عاشق در پیچ و خم گیسوی معشوق.