دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۳۷

امیرخسرو دهلوی
هر شب من و از گریه سر کوی تو شستن بدبختی این دیده که آن پا نتوان شست
دریا ز پی بخت بد از دیده چه ریزم چون بخت بد خویش به دریا نتوان شست
عشق از دل ماکم نتوان کرد که ذاتی است چون مایهٔ آتش که ز خارا نتوان شست
از دردی خم شوی مصلای من مست کز آب دگر کهنه مارا نتوان شست