دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۳۵

امیرخسرو دهلوی
دل ندارم غم جانان زچه بتوانم خورد پیش از ین گرچه غمی بود دلی هم بودست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت به بیانِ فقدانِ عاطفی و تهی‌شدنِ درون از احساساتِ عاشقانه می‌پردازد. شاعر در شرایطی قرار گرفته که دیگر تابِ تحملِ غمِ عشق را ندارد، چرا که آن «دلی» که باید این غم را در خود جای می‌داد، دیگر وجود ندارد.

در واقع این سخن بازتاب‌دهنده‌ی اندوهی عمیق است؛ جایی که دردِ عشق چنان سنگین بوده که دیگر ظرفیتِ تحملِ آن از میان رفته است. پیش‌تر که دلی بود، غمی هم اگر بود، قابل تحمل می‌نمود، اما اکنون که دلی نمانده، دیگر نشانی از تواناییِ عاطفی نیز باقی نیست.

معنای روان

دل ندارم غم جانان زچه بتوانم خورد پیش از ین گرچه غمی بود دلی هم بودست

دیگر دلی برایم نمانده است که بخواهم با آن بارِ غمِ یار را به دوش بکشم؛ وقتی ظرفیتِ وجودی‌ام از بین رفته، چگونه می‌توانم رنجِ عشق را تاب بیاورم؟

نکته ادبی: عبارت «غم خوردن» در اینجا کنایه از تحمل کردن و متقبل شدنِ بارِ اندوه است.

آرایه‌های ادبی

کنایه غم خوردن

به معنای تحملِ رنج و اندوه و غصه‌دار بودن است.

تضاد بودن و نبودنِ دل

تقابلِ میانِ حضورِ قلب در گذشته و فقدانِ آن در زمانِ حال برای نشان دادن عمقِ تنهایی و تهی‌شدن.