دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۳۳

امیرخسرو دهلوی
به می سوگند خوردم جرعه ای بخش که ما را در گلو سوگند ماندست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانگر عطش و اشتیاق شدید عاشق برای وصال و چشیدنِ جرعه‌ای از شرابِ معرفت یا عشق است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرِ سوگند، بر عهدِ خود پافشاری می‌کند و گلو را نمادی از محلِ حبسِ سخن می‌داند که تحتِ فشارِ این خواهشِ ناتمام، دیگر یارای ابرازِ کلام ندارد.

درونمایه اصلی، استیصالِ عاشق در بیانِ نیاز خویش است؛ آنچنان که گویی این طلب و عهد، مجالی برای کلام باقی نگذاشته و بغضی در گلو نشانده است.

معنای روان

به می سوگند خوردم جرعه ای بخش که ما را در گلو سوگند ماندست

به آن شرابِ ناب قسم یاد کردم که جرعه‌ای از آن را به من ببخشی؛ چرا که آن‌قدر در این طلب مشتاق و در بندِ آن عهد هستم که گویی آن سوگند و عطشِ وصال در گلویم گیر کرده و مجالی برای سخن گفتن برایم باقی نگذاشته است.

نکته ادبی: واژه «ماندست» شکلِ کهن و مخففِ «مانده است» است که در اشعار کلاسیک برای حفظِ وزنِ عروضی به کار می‌رود.

آرایه‌های ادبی

کنایه در گلو سوگند ماندست

کنایه از شدتِ التهاب و اشتیاقی است که توانِ بیان و سخن گفتن را از عاشق سلب کرده است.

تکرار سوگند

تکرارِ این واژه در دو بخشِ بیت، به منظور تأکید بر جدیت و پایداریِ عاشق در پیمانی است که با محبوب بسته است.