دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۲۸

امیرخسرو دهلوی
ما جان فدای خنجر تسلیم کرده ایم خواهی ببخش و خواه بکش رای رای تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به اوجِ مقامِ رضا و تسلیم در برابرِ معشوق می‌رسد. فضا، فضایی است که در آن خودیّت و تمنّای عاشق کاملاً رنگ باخته و اراده‌ی او در اراده‌ی معشوق محو شده است. عاشق دیگر هیچ خواسته‌ای جز خواستِ معشوق ندارد و در این مسیر، مرگ و زندگی برای او یکسان است.

این کلام نشان‌دهنده‌یِ نهایتِ عشق‌ورزی و عبور از منیت است؛ جایی که عاشق، خنجرِ تقدیر و فرمانِ معشوق را با آغوش باز می‌پذیرد و اختیارِ سرنوشتِ خود را کاملاً به دستِ او می‌سپارد.

معنای روان

ما جان فدای خنجر تسلیم کرده ایم خواهی ببخش و خواه بکش رای رای تست

خواه ما را ببخشی و زنده بگذاری و خواه از میان ببری، در هر دو حال، تصمیم و نظرِ نهایی تنها از آنِ توست.

نکته ادبی: واژه‌ی رای در اینجا به معنی نظر، اراده و اختیار است و تکرار آن بر تأکید و تسلیمِ تامِ عاشق دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره خنجر تسلیم

تسلیم و پذیرشِ حکمِ معشوق به خنجری تشبیه شده که حیاتِ عاشق را تهدید می‌کند یا نفسِ او را ذبح می‌کند.

تضاد ببخش و بکش

تقابلِ دو رویه‌یِ رحمت و قهرِ معشوق که اختیارِ هر دو را به دستِ او می‌سپارد.

تکرار رای رای

تکرارِ واژه برای تأکید بر قدرتِ مطلقِ معشوق و تسلیمِ بی چون و چرای عاشق.