دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۲۶

امیرخسرو دهلوی
جانها به باد داد که دایم شکسته باد آن گیسویی که بر سر سرو روان تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانی استعاری و اغراق‌آمیز از قدرت ویرانگرِ زیبایی معشوق است. شاعر با لحنی که آمیخته به گلایه و شیفتگی است، گیسوی معشوق را مسببِ فنا و نابودیِ عاشقان می‌داند. در اینجا، تعارض میانِ شکوهِ قامتِ سروگونه‌ی محبوب و پریشانیِ گیسوانِ او، فضایی از شور و التهابِ عاشقانه را ترسیم می‌کند.

در واقع گیسوی معشوق برای شاعر همچون دامی برای جانِ شیفتگان عمل می‌کند؛ به همین دلیل شاعر در حالی که شیفته‌ی این قامت و گیسو است، آن گیسو را به دلیلِ رنجی که می‌آفریند با زبانی شاعرانه نفرین می‌کند تا شاید مرهمی بر زخمِ اشتیاقِ خویش باشد.

معنای روان

جانها به باد داد که دایم شکسته باد آن گیسویی که بر سر سرو روان تست

آن گیسوانی که بر روی قامتِ کشیده و خرامانِ تو قرار دارد، آن‌قدر عاشق‌کش است که جان‌های بسیاری را به بادِ فنا داده است؛ پس آرزو می‌کنم که آن گیسو همواره در رنج و شکستگی باشد.

نکته ادبی: سرو روان استعاره از قدِ بلند و موزونِ معشوق است؛ همچنین ترکیب جان به باد دادن کنایه از دست دادنِ جان و تباه شدنِ عمر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو روان

استعاره از قد و بالای زیبا و موزونِ معشوق.

کنایه جان به باد داد

کنایه از نابود شدن و به فنا رفتنِ عاشقان در راهِ عشق.

اغراق جانها به باد داد

بزرگ‌نماییِ تأثیرِ زیباییِ معشوق که منجر به از دست رفتنِ جان‌های بسیاری شده است.