دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۲۰

امیرخسرو دهلوی
هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست من همانجا که دل گمشدهٔ من آنجاست
هر شب ای غم چه رسی در طلب دل اینجا آخر آن سوختهٔ سوخته خرمن آنجاست
گفتی ای دوست که بگریز و ببر جان زین کوی چون گریزم که گروگان دل دشمن آنجاست