دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۱۱۲
امیرخسرو دهلویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات بازتابدهنده شکوه عاشق از بیمروتی و بیشرمی معشوق است. فضای شعر آکنده از حسرت و گلایه است؛ شاعر از این که معشوق هر بار با بهانهای نو، بر پیکرِ خسته و جانِ آزردهی او ستم میورزد و او را بیمقدار میشمارد، سخن میگوید.
معنای روان
ای معشوق، ستمگری تو هر بار به شیوهای تازه و نو ظهور میکند؛ گویی جانِ من که پیش از این در راه عشقِ تو قربانی شده است، خانهای است که تو دوباره به آن قدم میگذاری تا آزارش دهی.
نکته ادبی: عبارت «در و است» در ادبیات کهن برای پرسش از وجودِ درگاه در خانه به کار میرفته و در اینجا کنایه از نفوذِ بیحرمتِ معشوق به حریمِ جانِ عاشق است.
چرا که تو حتی به اندازه نیمی از یک دانه کنجد نیز حیا و شرم نداری و با بیاعتنایی میگویی که ارزشِ من در نزدِ تو حتی کمتر از نصفِ یک دانه جو است.
نکته ادبی: استفاده از «نیم کنجد» و «نیم جو» در فرهنگ سنتی ایران برای بیانِ کوچکترین مقدار و اوجِ بیارزشی به کار میرفته است.
آرایههای ادبی
اشاره به نداشتنِ حتی کمترین میزانِ حیا و شرم.
نمادی از بیارزش بودن و ناچیزی در نگاهِ معشوق.
توصیفِ حالتی که عاشق به دلیلِ ستمِ پیشین، دیگر امیدی ندارد.