دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۰۸

امیرخسرو دهلوی
در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیداد من زیستن خلق ندانم که چسان است
ترکی که دو ابروش نشسته است به دلها قربانش هزارست اگر چش دو کمان است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه بر سنت دیرین شعر غنایی فارسی، تصویری اغراق‌آمیز و شاعرانه از زیباییِ ویرانگر و مسحورکننده معشوق ارائه می‌دهند. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای کلاسیک، معشوق را موجودی می‌داند که حضورش چنان در جان و جهان اثر می‌گذارد که روال عادی زندگی برای عاشق غیرممکن می‌شود.

در این نگاه، معشوق با صفاتی چون فتنه و بیدادگری توصیف می‌شود که نه از سرِ شرارت، بلکه از سرِ کمالِ زیبایی است. شاعر با تعظیم در برابر این شکوه و قدرتِ کشندگیِ معشوق، او را شایسته نثار کردن هزاران جان می‌داند.

معنای روان

در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیداد من زیستن خلق ندانم که چسان است

در شهری که فردی چون تو حضور دارد که مایه آشوب و ستم و ویرانی دل‌هاست، در حیرتم که سایر مردم چگونه می‌توانند آرام زندگی کنند و به امور عادی خود مشغول باشند.

نکته ادبی: فتنه و مردم‌کش استعاره از زیباییِ شورانگیز و مهلکی است که قرار و آرامش را از عاشق می‌رباید.

ترکی که دو ابروش نشسته است به دلها قربانش هزارست اگر چش دو کمان است

آن محبوبِ زیبا که ابروانش گویی در دل‌های مردم جای گرفته است، چنان ارزشمند است که هزاران قربانی برایش کم است، به‌ویژه که چشمانش همچون دو کمانِ آمادهِ شلیک، به سوی دل‌ها نشانه رفته است.

نکته ادبی: ترک در ادبیات کلاسیک نمادِ زیباییِ مقتدر و در عین حال بی‌رحم است. کمان برای چشم، استعاره‌ای برای نشانه گرفتن قلب عاشق است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه مردم‌کش

شاعر با استفاده از این تعبیر، تأثیر شگفت‌انگیز زیبایی معشوق را به گونه‌ای تصویر می‌کند که گویی جانِ انسان‌ها را می‌گیرد.

تشبیه و استعاره چشم دو کمان

چشم‌های معشوق به کمان تشبیه شده‌اند تا قدرتِ کشندگی و تواناییِ نشانه گرفتنِ دلِ عاشق را به زیبایی ترسیم کند.