دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۰۷

امیرخسرو دهلوی
تن پاکت که زیر پیرهن است وحده لاشریک له چه تن است
هست پیراهنت چو قطرهٔ آب که تنگ گشته برگل و سمن است
با خودم کش درون پیراهن که تو جانی و جان من بدن است
تازیم در غم تو جامه درم وز پس مرگ نوبت کفن است
دل بسی برده ای نکو بشناس آنکه خسته تر است ازان من است
اندرا و میان جان بنشین که تو جانی و جان ترا بدن است