دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۰۱

امیرخسرو دهلوی
پندم مده که نشنوم ای نیک خواه از انک من با توأم ولی دل و جان جای دیگر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانگر حالِ پریشانیِ عاشق و بی‌پناهیِ او در برابرِ بندِ عشق است. شاعر با لحنی صریح اما محترمانه به ناصح و خیرخواه هشدار می‌دهد که اندرزهای او، گوش شنوایی در دلِ گرفتارِ عاشق پیدا نمی‌کند، چرا که دغدغه‌های قلبی او فراتر از چارچوب‌های عقلانیِ دنیایِ پیرامون است.

تم اصلی اثر، جداییِ ناگزیرِ میان جسم و جان است؛ در حالی که تنِ عاشق در کنارِ همراهان و ناصحان حضور دارد، روح و جانِ او در فضایی دور از دسترسِ آنان سیر می‌کند و همین گسستِ روحی، او را از شنیدنِ هرگونه نصیحتِ منطقی ناتوان ساخته است.

معنای روان

پندم مده که نشنوم ای نیک خواه از انک من با توأم ولی دل و جان جای دیگر است

ای دوستِ خیرخواه، مرا نصیحت مکن، چرا که سخنان تو در من اثری ندارد و من گوش شنوا ندارم. زیرا اگرچه من از نظر جسمی در کنار تو هستم، اما دل و جانِ من در جای دیگری (اسیرِ عشق یا خیالی دور) گرفتار است.

نکته ادبی: در عبارت «از آنک»، حرف «ک» به عنوان مخففِ حرف ربط «که» به کار رفته است و کل عبارت معنای «زیرا که» یا «از آن جهت که» را می‌رساند. همچنین ترکیب «دل و جان» کنایه از تمامِ وجود و کانونِ احساساتِ آدمی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد با توأم / دل و جان جای دیگر است

تقابلِ میانِ حضورِ فیزیکیِ فرد در کنارِ ناصح و حضورِ روحیِ او در مکانی دیگر، برای تأکید بر استغراقِ عاشق در عشق.

کنایه دل و جان جای دیگر است

کنایه از شیفتگی و اشتغالِ خاطر به معشوق که باعثِ بی‌توجهی به محیطِ پیرامون می‌شود.