دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۹۵

امیرخسرو دهلوی
مرا داغ تو بر جان یادگار است فدایش باد جان چون داغ یار است
اگر جان می رود گو رو غمی نیست تو باقی مان که مارا با تو کار است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضایی از شوریدگی و جان‌بازی عاشقانه سروده شده‌اند که در آن، رنج و داغِ فراق به عنوان گران‌بها‌ترین هدیه محبوب تلقی می‌شود. شاعر در این قطعه، هستی و جانِ خویش را در برابر یادِ محبوب ناچیز می‌شمارد و بر این باور است که بقای او، تنها بهانه‌ای برای زیستن است.

مفهوم محوری این ابیات، ایثار و فدایی بودنِ عاشق است. در نگاهِ شاعر، جان تنها ابزاری است که باید در راهِ معشوق فدا شود تا او باقی بماند. گویی عاشق هیچ خواسته‌ای جز حضور و بقای محبوب ندارد و حاضر است برای این آرمان، از عزیزترین دارایی خویش، یعنی جان، بگذرد.

معنای روان

مرا داغ تو بر جان یادگار است فدایش باد جان چون داغ یار است

اثرِ رنج و دردی که از عشق تو بر دل و جان من نشسته، برایم مانند یادگاری ارزشمند و ماندگار است و من مشتاقم که جانم را در راه این عشق فدا کنم، چرا که این داغ، نشانِ ارزشمندِ محبوب من است.

نکته ادبی: واژه داغ در ادب فارسی کنایه از اثر و نشانی است که عشق بر دل نهاده است.

اگر جان می رود گو رو غمی نیست تو باقی مان که مارا با تو کار است

اگر جانم در این راه از دست برود، برایم اهمیتی ندارد و اندوهی به دل راه نمی‌دهم؛ تنها خواسته من این است که تو پاینده و باقی بمانی، زیرا تمامِ هدف و نیاز من در این جهان، فقط به تو وابسته است.

نکته ادبی: ترکیب کار داشتن با کسی در اینجا به معنای نیاز و دلبستگی عمیق به معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره داغ

اشاره به نشانِ عشق که بر جان می‌ماند.

مبالغه فدایش باد جان

اغراق در جهت بیان اوجِ اشتیاق و جان‌نثاری عاشق.

تناقض جان رفتن و بقای محبوب

مخالفتِ عقلانی میان فنای عاشق و بقای معشوق که نشان‌دهنده کمالِ عشق است.