دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۹۴

امیرخسرو دهلوی
سر اندازیم به که رانی ز در که سر بی در دوست درد سر است
زهی طعن جاوید خورشید را که گویند معشوق نیلوفر است
مگس قند و پروانه آتش گزید هوس دیگر و عاشقی دیگر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با نگاهی عمیق به ماهیت عشق، میان هوس‌های سطحی و عاشقیِ جان‌فدا تمایز قائل می‌شود. فضا سرشار از حسرتِ دوری از یار و ستایشِ رنجی است که در راه رسیدن به معشوق کشیده می‌شود.

شاعر با استفاده از تصاویر طبیعت و تمثیل‌های کلاسیک، نشان می‌دهد که عاشقی حقیقی فراتر از لذت‌جویی است و همچون پروانه، نیازمندِ سوختن و فدا شدن در آتشِ عشق است.

معنای روان

سر اندازیم به که رانی ز در که سر بی در دوست درد سر است

چرا ما را از درگاه خود می‌رانی؟ چرا که داشتنِ سر و اندیشه بدون حضور در آستانِ دوست، تنها مایه دردسر و رنج است.

نکته ادبی: سر در مصراع اول به معنای فدا کردن و در مصراع دوم به معنای جان و هستی است. در نیز نماد آستان و وصال یار است.

زهی طعن جاوید خورشید را که گویند معشوق نیلوفر است

چه سرزنش همیشگی و عجیبی بر خورشید وارد است که می‌گویند معشوق او گل نیلوفر است.

نکته ادبی: نیلوفر در ادبیات کهن نماد گلی است که سر به سوی خورشید می‌گرداند و این اشاره به پیوند عاشقانه و سنتی میان خورشید و این گل است.

مگس قند و پروانه آتش گزید هوس دیگر و عاشقی دیگر است

مگس به سراغ قند رفت و پروانه به سراغ آتش؛ چرا که هوس و عاشقی دو مقوله کاملاً متفاوت هستند.

نکته ادبی: تقابل مگس و قند با پروانه و آتش برای نشان دادن تفاوتِ لذت‌جویی گذرا و فداکاری در راه عشق به‌کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح نیلوفر و خورشید

اشاره به باورهای کهن که نیلوفر را عاشق خورشید می‌دانستند که همیشه رو به او دارد.

تضاد مگس قند و پروانه آتش

تقابل میان طمعِ مگس و ایثارِ پروانه برای ترسیم مرز میان هوس و عشق حقیقی.

کنایه سر بی در دوست

کنایه از اینکه زندگی بدون وصال معشوق، بی‌معنا و همراه با رنج است.