دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۷۹

امیرخسرو دهلوی
بیا کز رفتنت جانم خراب است دل از شور نمکدانت کبابست
درنگ آمدن ای عمر کم کن که عمر از بهر رفتن در شتاب است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار با بیانی پرسوز و گداز، به تبیینِ اندوهِ دوری از یار و ناپایداریِ زندگی می‌پردازد. شاعر در فضایی آکنده از حسرت، بازگشتِ معشوق را با تکیه بر گذرِ شتابانِ زمان طلب می‌کند و اشتیاقِ جان‌کاهِ خود را با کنایاتی عمیق از رنجِ فراق به تصویر می‌کشد.

درونمایه اصلی این ابیات، پیوندِ ناگسستنی میانِ عشق و گذرِ عمر است؛ جایی که شاعر می‌خواهد پیش از آنکه فرصتِ زیستن به پایان رسد، فرصتِ دیدارِ معشوق را مغتنم شمارد و دلتنگیِ خویش را با زبانی استعاری بیان کند.

معنای روان

بیا کز رفتنت جانم خراب است دل از شور نمکدانت کبابست

دلم از تندی و شوریِ عشقِ تو (که مانند نمکِ فراوان، سوزنده است) کباب شده و در آتشِ دوری می‌سوزد.

نکته ادبی: نمکدان استعاره از معشوق است که در عینِ دلربایی (ملاحت)، باعثِ سوزشِ دلِ عاشق می‌شود.

درنگ آمدن ای عمر کم کن که عمر از بهر رفتن در شتاب است

زیرا عمرِ آدمی همواره در حالِ شتاب و گذار به سویِ پایان است و فرصتی برای منتظر ماندن نیست.

نکته ادبی: استفاده از واژه «شتاب» تأکیدی بر بی‌بازگشت بودنِ زمان و اضطرارِ عاشق است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دل کباب است

تشبیه حالِ دل به گوشتِ کباب شده، کنایه از شدتِ رنج و سوزِ درونیِ عاشق.

ایهام و تناسب شور نمکدان

اشاره به ملاحتِ معشوق که با صفتِ «شور» به معنای تند و سوزاننده، با واژه «کباب» تناسبِ معنایی یافته است.

تضاد آمدن / رفتن

تقابل میانِ حضور و غیاب که برای نشان دادنِ اضطرارِ عاشق در دیدارِ معشوق به کار رفته است.