دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۷۷

امیرخسرو دهلوی
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است عالم به مراد دل و اقبال غلام است
صیدی که دل خلق جهان بود بدامش المنته لله که امروز بدامست
ازطاق دو ابروی تو ای کعبهٔ مقصود خلقی بگمانند که محراب کدامست
چشم تو اگر خون دلم ریخت عجب نیست او را چه توان گفت که او مست مدامست
خسرو که سلامت نکند عیب مگیرش عاشق که ترا دید چه پروای سلامست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده بیانگر حال خوشِ واصلِ به معشوق و غلبهٔ شادی بر دل عاشق است. شاعر با لحنی آکنده از رضایت و سپاس، از به ثمر نشستنِ آرزوهای دیرین خود سخن می‌گوید و جهان را در هماهنگی کامل با اقبال خود می‌بیند.

در ادامه، شاعر با نگاهی ستایشگرانه به زیبایی معشوق، او را قبله‌گاه جان خود می‌داند و در نهایت، بی‌توجهی خود به آداب و رسوم متعارفِ اجتماعی مانند سلام کردن را ناشی از حیرت‌زدگی و غرق شدن در تماشای جمال یار تبیین می‌کند.

معنای روان

ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است عالم به مراد دل و اقبال غلام است

امروز هیچ اندوهی در دل نداریم، زیرا معشوق بر وفق مراد ما رفتار می‌کند و جهان و بخت و اقبال نیز در خدمت و فرمان ما هستند.

نکته ادبی: واژه کام در اینجا به معنای آرزو و مراد به کار رفته است.

صیدی که دل خلق جهان بود بدامش المنته لله که امروز بدامست

خدا را سپاس می‌گویم که آن محبوب و صیدی که دل تمام جهانیان در دام عشقش گرفتار بود، امروز خودش در دام عشق ما گرفتار شده است.

نکته ادبی: صید در اینجا استعاره از معشوق است که دل‌ربایی می‌کند.

ازطاق دو ابروی تو ای کعبهٔ مقصود خلقی بگمانند که محراب کدامست

ای معشوق که قبله‌گاه آرزوهای منی، ابروانت آن‌چنان زیبا و قوس‌دار است که مردم در حیرت مانده‌اند که این طاقِ محرابِ کدام عبادتگاه است.

نکته ادبی: کعبه مقصود اضافه تشبیهی برای معشوق است.

چشم تو اگر خون دلم ریخت عجب نیست او را چه توان گفت که او مست مدامست

اگر چشمان تو خون مرا بریزد و باعث هلاکم شود، تعجب‌آور نیست؛ چرا که چشمان تو همیشه در حالتِ مستی یا همان ناز و غلبه است و مست را نباید سرزنش کرد.

نکته ادبی: مست مدام کنایه از زیبایی فریبنده و بی‌پایان چشمان یار است.

خسرو که سلامت نکند عیب مگیرش عاشق که ترا دید چه پروای سلامست

اگر من که خسرو هستم به تو سلام نمی‌کنم، مرا عیب مگیر؛ چرا که عاشق وقتی غرقِ دیدنِ جمال تو می‌شود، دیگر حواس و توجهی برای سلام کردن و رعایت آداب ندارد.

نکته ادبی: خسرو تخلص شاعر است که در اینجا به عنوان سوم‌شخص برای خود به کار برده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و اضافه تشبیهی کعبه مقصود

تشبیه معشوق به کعبه که نشان‌دهنده جایگاه رفیع و تقدس او در نگاه عاشق است.

کنایه مست مدام

اشاره به چشمان معشوق که همواره حالتی فریبنده و مست‌گونه دارد.

تضاد و تناسب صید و دام

استفاده از واژگان شکار برای توصیف رابطه عاشق و معشوق که دلالت بر تسلط یافتن عاشق بر محبوب دارد.