دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۷۴
امیرخسرو دهلوی
عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت
عقلم شد و صبررفت و دانش بگریخت
این واقعه هیچ دوست دستم نگرفت
جز دیده که هر چه داشت درپایم ریخت