دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۷۲

امیرخسرو دهلوی
جراحت جگر خستگان چه می پرسی؟ ز غمزه پرس که این شوخی از کجا آموخت؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت به توصیفِ منشأ درد و رنجِ عاشق می‌پردازد و شاعر، پرسشگر را به سوی عاملِ اصلی این جراحت، یعنی «غمزه» یا نگاهِ دلفریب معشوق، ارجاع می‌دهد. فضا، فضایی عاشقانه و در عین حال گلایه‌آمیز است که در آن، نگاهِ معشوق به مثابه عاملی برای ایجادِ زخم‌های روحی به تصویر کشیده شده است.

شاعر در اینجا از صنعتِ تشخیص بهره می‌برد تا نگاه معشوق را موجودی جاندار و بازیگوش بداند که گویی هنری آموخته و اکنون آن را به کار می‌بندد. پیامِ اصلی، تأکید بر قدرتِ تأثیرگذار و ویرانگرِ نگاهِ معشوق است که عاشق را از پا درآورده و او را به سکوت واداشته است.

معنای روان

جراحت جگر خستگان چه می پرسی؟ ز غمزه پرس که این شوخی از کجا آموخت؟

ای پرسشگر، چرا از زخمِ دلِ عاشقانِ دردمند و خسته می‌پرسی و جویای حالِ آنان هستی؟

نکته ادبی: واژه جگر در ادبیات کهن به عنوان جایگاه عواطف و احساسات به کار می‌رود و خستگان به معنای دردمندان و عاشقانِ فرسوده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص ز غمزه پرس که این شوخی از کجا آموخت؟

شاعر به نگاه (غمزه) جان‌بخشی کرده و آن را موجودی می‌داند که توانایی یادگیری و انجامِ شوخی و ستمگری را دارد.

استفهام انکاری جراحت جگر خستگان چه می پرسی؟

پرسش برای به چالش کشیدنِ پرسشگر و هدایتِ او به سویِ مقصودِ اصلی یعنی قدرتِ نگاه معشوق.