دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۴

امیرخسرو دهلوی
گم شدم در سر آن کوی مجویید مرا او مراکشت شدم زنده مپو یید مرا
بر درش مردم و آن خاک بر اعضای من است هم بدان خاک درآید و مشویید مرا
عاشق و مستم و رسوایی خویشم هوس است هر چه خواهم که کنم هیچ مگویید مرا
خسروم من : گلی ازخون دل خود رسته خون من هست جگر سوز مبویید مرا