دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۹

امیرخسرو دهلوی
دلبرا عمریست تا من دوست می دارم ترا در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات جلوه‌ای از عشقِ پایدار و در عین حال پنهان و رنج‌آلودِ عاشق را به تصویر می‌کشند. شاعر از عمری سپری‌شده در مسیرِ دلباختگی سخن می‌گوید که با سوز و گدازِ درونی همراه است، اما مانع از آن می‌شود که این آتشِ پنهان را نزدِ معشوق فاش سازد.

فضای حاکم بر این شعر، آکنده از حسرت و شکیبایی است؛ گویی عاشق در میانِ شعله‌های عشق می‌سوزد و با وجود تمامِ رنج‌ها، ترجیح می‌دهد این راز را در سینه‌ی خود نگه دارد و لب به سخن نگشاید.

معنای روان

دلبرا عمریست تا من دوست می دارم ترا در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا

ای دلبر من، مدت‌هاست (عمری است) که دلبسته‌ی تو هستم و تو را از صمیم قلب دوست می‌دارم.

نکته ادبی: «دلبرا» منادا است. «ترا» در متون کهن به جای «تو را» به کار می‌رفته و از نظر دستوری مفعول است و حرف «ا» در پایان آن نشانه تلفظ کهن است.

آرایه‌های ادبی

منادا دلبرا

خطاب قرار دادن معشوق در ابتدای کلام برای بیان عاطفه و صمیمیت بیشتر.

اغراق عمریست

بزرگ‌نماییِ مدت‌زمانِ عشق برای نشان دادن پایداری و وفاداری عاشق.

کنایه می‌سوزم

کنایه از درد و رنجِ عمیق و سوزشِ درونیِ ناشی از عشق و دوری از معشوق.