دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۱

امیرخسرو دهلوی
سوختهٔ رخت اگر سوی چمن گذر کند در دل خود گمان کند شعله گرم لاله را
تو ز پیاله می خوری من همه خون که دم به دم حق لبم همی دهی از لب خود پیاله را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتابی از شدت اشتیاق و درگیری جانسوزِ عاشق با آتش عشق است. شاعر چنان در آتشِ دیدار و هجرانِ معشوق سوخته است که نگاهش به جهان دگرگون شده و همه چیز را در پیوند با رنجِ درونی خویش می‌بیند.

در این اشعار، تقابلِ میان سرخوشیِ معشوق و رنجِ عاشق به تصویر کشیده شده است. شاعر با زبانی خیال‌انگیز از تضاد میان «می» که ابزارِ عیشِ معشوق است و «خونِ جگر» که سهمِ همیشگی عاشق است، سخن می‌گوید و لب‌های معشوق را مرهمی بر این رنج می‌داند.

معنای روان

سوختهٔ رخت اگر سوی چمن گذر کند در دل خود گمان کند شعله گرم لاله را

کسی که از آتشِ زیبایی و دوریِ چهره‌ی تو سوخته است، اگر به باغ و چمن گذر کند، چنان در آتشِ درونش غرق است که گمان می‌کند گل‌های لاله‌ که به رنگ سرخ هستند، در واقع شعله‌های آتشی هستند که او را می‌سوزانند.

نکته ادبی: در اینجا «لاله» به واسطه‌ی رنگ سرخش به «شعله» تشبیه شده و «سوخته‌رخ» کنایه‌ای از عاشقِ واله و بی‌قرار است.

تو ز پیاله می خوری من همه خون که دم به دم حق لبم همی دهی از لب خود پیاله را

تو از پیاله‌ی شراب می‌نوشی و من در هر لحظه از رنجِ عشق، خونِ جگر می‌خورم؛ اما تو با بخشیدنِ بوسه‌ای از لب‌هایت به من، حقِ لب‌های مرا ادا می‌کنی و انگار لبِ خود را جایگزینِ پیاله‌ی شراب می‌کنی.

نکته ادبی: «حق لب» اشاره‌ای کنایی به تمنای بوسه دارد و «لب به جای پیاله» استعاره‌ای بسیار لطیف برای وصال است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه شعله گرم لاله

تشبیه گل لاله به شعله آتش به دلیل رنگ سرخ و حرارتِ روحیِ عاشق.

تضاد می و خون

تضاد میان می که مایه‌ی شادی است و خون (خون جگر) که نشانه‌ی رنج و غم عاشق است.

کنایه حق لبم

اشاره کنایی به طلب بوسه از معشوق.