دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۰

امیرخسرو دهلوی
جانا به پرسش یاد کن رو زی من گم بوده را آخر پرحمت باز کن آن چشم خواب آلوده را
نا خوانده سویت آمدم ناگفته رفتی از برم یعنی سیاست این بود فرمان نافرموده را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده فضای عاطفیِ آمیخته با حرمان و اشتیاق است که در آن عاشق، بی‌اعتنایی معشوق را به نوعی مجازات تعبیر می‌کند. شاعر در پیوند میان دوری و سکوت، در جست‌وجوی پاسخی برای تنهاییِ خویش است.

شعر در فضایی از تواضع و شکایتِ مؤدبانه جریان دارد که در آن عاشق، کوتاهیِ خود را در ورودِ بی‌اذن به حریم معشوق می‌پذیرد و رفتارهای سردِ محبوب را در چهارچوبِ یک سیاست یا گوشمالیِ عاشقانه بازخوانی می‌کند.

معنای روان

جانا به پرسش یاد کن رو زی من گم بوده را آخر پرحمت باز کن آن چشم خواب آلوده را

ای محبوب من، در این ایامِ تنهایی و سرگشتگی، مرا از یاد مبر و با نگاهی سرشار از لطف، آن چشمانِ بی‌تفاوت و خواب‌آلوده‌ات را به روی من بگشا تا جان بگیرم.

نکته ادبی: واژه پرسش در متون کهن علاوه بر پرسیدن، به معنای عیادت و تفقد نیز به کار می‌رود. چشم خواب‌آلوده کنایه از بی‌اعتنایی و بی‌توجهی معشوق است.

نا خوانده سویت آمدم ناگفته رفتی از برم یعنی سیاست این بود فرمان نافرموده را

من بدون دعوت به سوی تو آمدم و تو بی‌آنکه سخنی بگویی، مرا رها کردی؛ گویی این سکوت و دوری، مجازاتی بود برای من که بی‌اجازه و بدون فرمان تو، جسارتِ نزدیک شدن به تو را داشتم.

نکته ادبی: واژه سیاست در ادبیات کلاسیک غالباً به معنای مجازات، تنبیه و عقوبت به کار می‌رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه چشم خواب‌آلوده

اشاره به بی‌توجهی و بی‌مهری معشوق که گویی در خواب غفلت است.

تضاد ناخوانده / فرمان نافرموده

تضادِ ضمنی میانِ عملِ خودجوشِ عاشق و توقعِ داشتنِ فرمان از معشوق.

ایهام سیاست

به معنای مجازات و عقوبت که با فضای عاشقانه و تادیبِ عاشق پیوند خورده است.