دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۶

امیرخسرو دهلوی
پیر شدی گوژ پشت دل بکش از دست نفس زانکه کمان کس نداد دشمن کین توز را
چون تو شدی ازمیان از تو بروز دگر جمله فرامش کنند، یادکن آنروز را
خود چو بدیدی که رفت عمر بسان پریر از پی فردا مدار حاصل امروز را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با لحنی حکیمانه و هشداردهنده، بر ناپایداری عمر و لزوم غنیمت شمردن فرصت‌ها تأکید می‌ورزند. شاعر با تصویرسازی از دوران پیری و ضعف جسمانی، انسان را به مبارزه با وسوسه‌های نفسانی فرا می‌خواند و گوشزد می‌کند که دلبستگی به خواهش‌های نفس، همچون سپردنِ سلاح به دست دشمن است و عاقبت خوشی ندارد.

درونمایه دیگر این قطعات، یادآوری حقیقتِ مرگ و فراموشی است که سرنوشتِ همگان است. شاعر با یادآوریِ شتابِ گذر عمر، مخاطب را ترغیب می‌کند که پیش از آنکه فرصتِ امروز از دست برود و دورانِ حضور او در جهان به پایان برسد، از امیدهای واهی به آینده دست بشوید و به خود بیاید.

معنای روان

پیر شدی گوژ پشت دل بکش از دست نفس زانکه کمان کس نداد دشمن کین توز را

حالا که پیر شده‌ای و پشتت از بارِ سال‌ها خمیده است، دست از خواهش‌های نفسانی بردار و آن‌ها را رها کن؛ چرا که دادنِ قدرت و ابزار (کمان) به دشمنی که با تو کینه‌توز است و قصد نابودی‌ات را دارد، کاری عاقلانه نیست.

نکته ادبی: گوژپشت کنایه از پیری و فرتوتی است و کمان استعاره از هرگونه ابزار قدرت است که اگر به نفسِ اماره داده شود، علیه انسان به کار می‌رود.

چون تو شدی ازمیان از تو بروز دگر جمله فرامش کنند، یادکن آنروز را

وقتی که تو از این جهان رخت بربستی و روزگارِ دیگری جایگزینِ دورانِ تو شد، دیگران به‌زودی تو را فراموش خواهند کرد؛ پس همیشه آن روزِ نهایی و جدایی از دنیا را به خاطر داشته باش و برای آن آماده شو.

نکته ادبی: از میان شدن کنایه از مرگ و فنا است و یاد کردنِ آن روز، اشاره به اندیشه در بابِ قیامت یا پایانِ حیات دارد.

خود چو بدیدی که رفت عمر بسان پریر از پی فردا مدار حاصل امروز را

وقتی به چشم خود دیدی که عمرت همچون گذشتنِ روزِ قبل از دیروز، بسیار سریع سپری شد و رفت، پس حاصلِ زندگی و دستاوردِ امروزت را برای فردایی که معلوم نیست به آن برسی یا نه، تباه نکن و به امیدِ فردا، امروز را از دست مده.

نکته ادبی: پریر در اینجا به معنای پریروز است و برای تأکید بر شتاب و سرعتِ سپری شدنِ زمان به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کمان

اشاره به قدرت و ابزاری است که به نفس داده می‌شود تا علیه انسان به کار رود.

تشبیه بسان پریر

تشبیه گذر عمر به روزِ قبل از دیروز برای تأکید بر سرعت و نزدیکیِ پایانِ آن.

کنایه از میان شدن

کنایه از مرگ و خروج از دایره هستی.

کنایه گوژ پشت

کنایه از پیری و فرسودگی جسم در اثر گذشت زمان.