دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۱۳

امیرخسرو دهلوی
از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگر چاشنیی نمی کنی گوشهٔ این کباب را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانگر سوز و گداز عاشقانه و تمنای توجه از سوی معشوق است. شاعر با بهره‌گیری از استعاره‌های مرتبط با بزم و خوراک، خود را به کباب و معشوق را به کسی تشبیه می‌کند که با بی‌توجهی، از التیام‌بخشی یا تکمیلِ رنجِ عاشق دریغ می‌ورزد.

در این فضای تغزلی، شاعر جگرِ سوختهٔ خویش را که حاصلِ دوری و شوقِ وصالِ معشوق است، به کبابی بر آتش تشبیه می‌کند و با لحنی شکوه آمیز و ظریف، خواستارِ عنایت و توجهِ معشوق به این حالِ نزارِ خویش است.

معنای روان

از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگر چاشنیی نمی کنی گوشهٔ این کباب را

به خاطرِ پذیرایی و شیرینی‌های مجلسِ تو (یا به دلیل گفتگوهای دلنشینِ تو)، جگرِ من همچون گوشتی بر آتش در حالِ سوختن است؛ اما تو حتی ذره‌ای به این کبابِ سوخته، چاشنی و محبتی نمی‌افزایی تا آن را دلپذیر کنی یا به آن توجهی نشان دهی.

نکته ادبی: در این بیت 'جگر' نماد کانونِ عواطف و محلِ درد است. واژه‌ی 'نقل' ایهامی میان 'شیرینی مجلس' و 'گفتگوهای شیرین' دارد. استعاره‌ی 'کباب' برای جگرِ سوخته از مضامینِ رایج در شعر کلاسیک برای بیانِ شدتِ رنج و اشتیاق است.

آرایه‌های ادبی

مراعات نظیر (شبکه واژگانی) نقل، آتش، جگر، کباب، چاشنی

شاعر با استفاده از واژگانِ مربوط به سفره و پذیرایی، شبکه‌ای از معانیِ مرتبط ایجاد کرده تا رنجِ سوزانِ خود را به شکلی ملموس (کباب شدن) به تصویر بکشد.