دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۷

امیرخسرو دهلوی
گر در شراب عشقم از تیغ میزنی حد ای مست محتسب کش حدیست این ستم را
گفتی که غم همی خور من خود خورم ولیکن ای گنج شادمانی اندازه ییست غم را
آن روی نازنین را یک دم بسوی من کن تا بیشتر نبینم نسرین وارغوان را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

فضای کلی این ابیات، بیانگر حال‌وهوای تغزلی و عاشقانه است که در آن شاعر با زبانی آمیخته به گلایه و اشتیاق، از سختی‌های عشق و بی‌وفایی‌های معشوق سخن می‌گوید.

درون‌مایه اصلی، تقابل میان رنجِ بی‌کرانِ هجران و تماشای چهره‌ی معشوق است که تمامی زیبایی‌های طبیعت را در برابر جمال او رنگ‌باخته نشان می‌دهد.

معنای روان

گر در شراب عشقم از تیغ میزنی حد ای مست محتسب کش حدیست این ستم را

اگر مرا به خاطرِ نوشیدنِ باده‌ی عشق با تیغ مجازات می‌کنی، بدان که حتی این ستم تو نیز حد و اندازه‌ای دارد؛ ای کسی که خود مستی و چنان قدرتمندی که محتسب (مأمور حکومتی و نهی‌کننده‌ی از منکر) را از پای در می‌آوری.

نکته ادبی: واژه «محتسب‌کُش» استعاره‌ای درخشان است که نشان‌دهنده‌ی قدرتِ افسونگرِ معشوق در شکستنِ تمامِ قیودِ شرعی و عرفی است.

گفتی که غم همی خور من خود خورم ولیکن ای گنج شادمانی اندازه ییست غم را

به من گفتی که غمِ عشق را تحمل کنم و من نیز چنین می‌کنم؛ اما ای کسی که خود گنجینه‌ی شادی هستی، بدان که برای رنج و اندوه نیز حد و اندازه‌ای وجود دارد و فراتر از آن ممکن نیست.

نکته ادبی: ترکیب «گنج شادمانی» در خطاب به معشوق، تناقضی زیبا با واژه‌ی «غم» ایجاد کرده تا از او طلبِ یاری کند.

آن روی نازنین را یک دم بسوی من کن تا بیشتر نبینم نسرین وارغوان را

برای لحظه‌ای هم که شده چهره‌ی نازنینت را به سوی من برگردان تا دیگر نیازی نباشد چشم به گل‌های نسرین و ارغوان بدوزم، زیرا زیبایی صورت تو تمامی این گل‌ها را بی‌اثر می‌کند.

نکته ادبی: اشاره به نسرین و ارغوان در ادبیات کهن نمادی از طراوت و رنگ سرخ و سفید گونه‌های یار است.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) مست محتسب‌کش

توصیف معشوق به عنوان کسی که هم مست است و هم مأمور قانون (محتسب) را می‌کشد که دلالت بر قدرتِ ساختارشکنی او دارد.

استعاره گنج شادمانی

تشبیه معشوق به گنجینه‌ای ارزشمند که سرچشمه‌ی شادی است.

تصویرسازی و نمادگرایی نسرین و ارغوان

استفاده از عناصر طبیعت برای توصیف زیبایی چهره و برتری دادنِ جمال معشوق بر زیبایی‌های طبیعی.