دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲

امیرخسرو دهلوی
رخ برفروز و زلف مسلسل گره بزن تا بشکند جمال تو به آزرم و هر
مه را به روی خوب تو نسبت کجا رسد ای رویت آفتاب و لبت ش و ک ور
شکر شد از خجالت لعل تو آب ور برش و ک و ر چو کشیدی تو رخ وط
خط معنبر تو چود و قمر گرفت کردند عاشقان تو تررو و وح
روح مجسمی تو نه عقل مصوری ای روح عقل مثل تو نادیده ب و ت
بنگر چو دید پیش رخ و قامت توکرد از شرم کار خانهٔ صد ساله ط و ی
طی کن حدیث دور زمان جام می بیار تا باغ روح را دهم آبی ز م وی
می خور مخور غم دل و دین خسروا دگر بگشا به مدح خسروا فاق ل و ب