لحظه‌ها و همیشه

احمد شاملو

شبانه

احمد شاملو
به گوهر مراد
کوچه ها باریکن
دکونا
بسته س،
خونه ها تاریکن
تاقا
شیکسته س،
از صدا
افتاده
تار و کمونچه
مرده می برن
کوچه به
کوچه.
نگا کن!
مرده ها
به مرده
نمی رن،
حتا به
شمع جون سپرده
نمی رن،
شکل
فانوسی ین
که اگه خاموشه
واسه نف نیس
هنو
یه عالم نف توشه.
جماعت!
من دیگه
حوصله
ندارم
به «خوب»
امید و
از «بد» گله
ندارم.
گرچه از
دیگرون
فاصله
ندارم،
کاری با
کار این
قافله
ندارم!
کوچه ها
باریکن
دکونا
بسته س،
خونه ها
تاریکن
تاقا
شیکسته س،
از صدا
افتاده
تار و
کمونچه
مرده
می برن
کوچه به
کوچه...
۱۳۴۰
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو