رباعیات

ابوسعید ابوالخیر

رباعی شمارهٔ ۱۱۲

ابوسعید ابوالخیر
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت اجزای وجودم همگی دوست گرفت
اجزای وجودم همگی دوست گرفت اجزای وجودم همگی دوست گرفت
اجزای وجودم همگی دوست گرفت نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست
نامیست ز من بر من و باقی همه اوست