علامت گذار ، نشان گذار
علامت
نشانه
علامتگذار
علامت
علامت
نشان گذار ، علامت ، نشانه .نشانگر ، نشانه .
نشانگر . نشانه
ثبت کننده امتي_از،علامته_اى روى زمين ،علامت روى زمين گلف براى نشان دادن محل گويى که با دست برداشته شده ،داور،حساب نگهدار( بولينگ روى چمن)،مشخص کننده ،تعيين کننده ،نشانگر،نشان گذار،علامت ،نشانهکامپيوتر : نشانورزش : حساب نگهدارعلوم نظامى : شاخص هدف شاخص
فرهنگ لغات عمومي
کسیکه حساب بردو باخت بازی را نگاه میداردنشان گذار،نشان
فرهنگ لغات رايانه
نشانگر نشانه علامت نشان
فرهنگ لغات عمران و معماري
نشانه
فرهنگ لغات مکانيک
ماژیک
فرهنگ لغات پزشکي
مارکر، نشانه
فرهنگ لغات فلسفه
نشانه گذار، نشانه
فرهنگ لغات مهندسي کشاورزي
شاهد
فرهنگ لغات تربيت بدني
ثبت کننده امتیـاز ، علامتهـای روی زمین ، علامت رو
عمومی :
absorption marker
عقربه جذب
برق قدرت و مخابرات:
absorption marker
عقربه جذب
عمومی :
beach marker
علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی ، شاخص خط ساحل
عمومی :
beginning of tape marker
علامتی که نقطه شروع ضبط اطلاعات را بر روی نوار نشان می دهد
مهندسی کامپیوتر:
beginning of tape marker
علامتی که نقطه شروع ضبط اطلاعات را بر روی نوار نشان می دهد
مهندسی کامپیوتر:
beginning-of-tape marker (= bot marker)
نشان زن آغاز نوار
زمین شناسی:
biogeochemical marker
نشانگر زیست زمین شیمیایی
مهندسی کامپیوتر:
bookmark2 (= book mark = place marker = site marker)
مکان یاب پایگاه
برق قدرت و مخابرات:
bright – up marker
علامت روشنی
برق قدرت و مخابرات:
cable marker
نشانهگذار کابل
عمومی :
calibration marker
فاصله یاب راداری
برق قدرت و مخابرات:
calibration marker
فاصله یاب راداری
دامپزشکی :
chin ball marker
قلم چانه ای نشانه گذار
دامپزشکی :
colored wax marker
فحل یاب مومی رنگ
some conspicuous object used to distinguish or mark something(n)
Synonyms: marker
Hyponyms: bookmark
bookmarker
yard marker
Hypernyms: artefact
artifact
Examples: the buoys were markers for the channel
a distinguishing symbol(n)
Synonyms: mark
marker
marking
Hyponyms: assay-mark
authentication
brand
broad arrow
cairn
earmark
hallmark
label
milepost
milestone
peg
pin
pip
postmark
spot
trademark
watermark
Hypernyms: symbol
Examples: the owner's mark was on all the sheep
a writing implement for making a mark(n)
Synonyms: marker
Hyponyms: highlighter
Hypernyms: writing implement