بصورت دستي ، با دست .
بصورت دستي . با دست
بصورت دستى ،با دست
فرهنگ لغات عمومي
بادست،بطور دستی
فرهنگ لغات مهندسي صنايع
دستی، به طور دستی
فرهنگ لغات اقتصاد و بانکداري
دستی
فرهنگ لغات حسابداري
دستی
دامپزشکی :
manually lifting
بلند کردن پای حیوان با دست
by hand(r)
Synonyms: manually
Examples: this car shifts manually