تمارض

سربازياملواني که خود را بناخوشي ميزند و اززير کار شانه خالي ميکند

سربازياملوانى که خود را بناخوشى ميزند و از زير کار شانه خالى ميکند

فرهنگ لغات عمومي
سربازیاملوانی که خود را بناخوشی میزند و از زیر کار شانه خالی میکند
فرهنگ لغات حقوق و فقه
متمارض
فرهنگ لغات پزشکي
تمارض.

someone shirking their duty by feigning illness or incapacity(n)

Synonyms: malingerer shammer skulker

Hypernyms: shirker slacker