بدخیم، مهلک، زیان آور، خطرناک
بدخيم .بدطينت ، خطرناک ، زيان آور ، صدمه رسان ، کينه جو ، بدخواه ، متمرد، سرکش ، (طب)
بدطينت.خطرناک.زيان اور. صدمه رسان.کينه جو.بدخواه.متمرد. سرکش. طب بدخيم
بدطينت ،خطرناک ،زيان اور،صدمه رسان ،کينه جو،بدخواه ،متمرد،سرکش ،(طب)بدخيمروانشناسى : بدخيم
فرهنگ لغات عمومي
خطر ناک،زیان آوری،صدمه زدن،کینه جو،ناراضی،خبیث،یاغی،موذی
فرهنگ لغات دامپزشکي
بدخیم
فرهنگ لغات پزشکي
بدخیم ، مهلک ، زیان آور، خطرناک.
فرهنگ لغات روانشناسي
بدخیم
فرهنگ لغات علوم سياسي
شریر
فرهنگ لغات مهندسي کشاورزي
بدخیم
فرهنگ لغات تربيت بدني
بدخیم
دامپزشکی :
avian malignant oedema
اتساع نایچه ها
دامپزشکی :
bovine malignant catarrhal fever
روغن کرچک
دامپزشکی :
carbuncle- malignant
شبکه کروماتین
dangerous to health; characterized by progressive and uncontrolled growth (especially of a tumor)(a)
Synonyms: malignant
Antonyms: benign
Similar: cancerous