جریان کلی

مسير اصلي ، مسير جويباري که درآن آب جريان دارد .

مسير اصلي . مسير جويباري که دران اب جريان دارد

مسير اصلى ،مسير جويبارى که دران اب جريان دارد

فرهنگ لغات عمومي
مسیر اصلی،مسیر جویباری که دران اب جریان دارد.
فرهنگ لغات علوم سياسي
جریان فکری

مدیریت :
mainstream corporation tax
مالیات اصلی شرکتها

the prevailing current of thought(n)

Synonyms: mainstream

Hypernyms: thought

Examples: his thinking was in the American mainstream

واژه های نزدیک