ذره بين
بزرگ کننده، ذره بين، درشت کن .بزرگ ساز ، درشت نما .
بزرگ کننده . ذره بين . درشت کن
تقويت کننده نور،تقويت کننده ،بزرگ کننده ،ذره بين ،درشت کن ،بزرگ ساز،درشت نماعلوم مهندسى : تقويت کنندهعلوم نظامى : ذره بين درشت نما
فرهنگ لغات عمومي
ذره بین،عدسی،بزرگ کننده
فرهنگ لغات الکترونيک
تقویت کننده
فرهنگ لغات مکانيک
ذره بین
فرهنگ لغات علوم سياسي
ذرهبین
فرهنگ لغات علوم پايه
درشتنما
برق قدرت و مخابرات:
focussing magnifier
ذرّه بین تنظیمپذیر
a scientific instrument that magnifies an image(n)
Synonyms: magnifier
Hyponyms: microscope
scope
telescope
Hypernyms: scientific instrument