لکه ياخطي که دراثر تاشدن کاغد دوتائي چاپ شده باشد،دوتائي چاپ شدن، لک کردن، لکه.
لکه ياخطي که دراثر تاشدن کاغد دوتايي چاپ شده باشد. دوتايي چاپ شدن.لک کردن.لکه
لکه ياخطى که دراثر تاشدن کاغد دوتايى چاپ شده باشد،دوتايى چاپ شدن ،لک کردن ،لکه
فرهنگ لغات عمومي
لکه،محو شدگی صفحه ی لکدار دوتایی یا لکدار کردن،بد و لکه دار چاپ کردن
a printed impression that is blurred or doubled(n)
Synonyms: mackle
Hypernyms: impression
printing