ماشين کار، چرخکار، ماشين ساز .

ماشين کار . چرخکار . ماشين ساز

ماشين چى ،چرخکار ماشين ساز،سرموتوريست ناو،ماشين کار،چرخکار،ماشين سازعلوم مهندسى : ماشينيستعلوم نظامى : ماشينيست متصدى دستگاه تراش

فرهنگ لغات عمومي
ماشین کار،ماشین چی،چرخ کار،ماشین ساز
فرهنگ لغات مکانيک
تراشکار

عمومی :
machinist tool
ابزار تعمیرکار اتومبیل

a craftsman skilled in operating machine tools(n)

Synonyms: machinist mechanic shop mechanic

Hypernyms: artificer artisan craftsman journeyman

واژه های نزدیک